تبليغاتX
من آبیم,تاجیم,آسمونو عشقه
 
من تاجیم اسم تیمم استقلاله..................جلو تاج وایسادی واست باخت اجباره
 
فقط برای خالی نبودن عریضه سلام

بالاخره اومدم بعد یه سال اومدم ولی چه اومدنی اومدم که دوباره برم اما بازم نه واسه همیشه فقط واسه یه سال نه یه سال کامل میام بهتون سر میزنم نظرتونو می خونم

بی مقدمه

کلی برنامه ریخته بودم واسه روزی که دوباره بیام چی بگم ولی الان کلمات با ذهنم ذهنم با دستم و دستم با کیبورد سر سازگاری ندارن می خواستم از سیاست رنگی بد مذهب بگم که به فوتبال بی رنگ و روح ما هم کشیده شدو بی رنگتر کرد این فوتبال لعنتی رو  

قهرمانی باطعم امام رضا

قهرمانی استقلال کنار امام رضا چه حالی دادزمین و زمان دست به دست هم دادن تا حق بچه هامونو بدن و دست خالی برنگردوننشون قهرمانی مبارک ماو شماو امیر خان و واعظ و بازیکنا و ........

تیم ملی عدم

نگید تیم ملی ایران بگید تیم ملی عدم:عدم انگیزه،عدم تعصب،عدم همدلی،عدم هماهنگی،عدم تکنیک گروهی ولی یه چیزو زیاد داریم ادعا همونی که اسمون هفتمو سوراخ می کنه ما یه زمانی اول اسیا بودیم یه وقتی واسه حریف غول بودیم یه وقتی به مالدیو هفده تا می زدیم یه زمانی هفده جهان بودیم ولی الان هفتم اسیاییم از بحرین ۴تا می خوریم ۶۰جهانیم جلو مالدیوم اگه باسلام و صلوات مساوی کنیم اینه فوتبال ما اگه هنوز چیزی ازش مونده بشه که بهش بگیم تیم.فوتبالم باختیم مثل اخلاق که تو فوتبال باختیم مثل خیلی چیزای دیگه...........

در جشن تولدت عزیزم همه انگشترن تو نگینی

اره این نگین ما همون نگین لیگه همون اقای گل دوست داشتنیمون اقا ارش گل.....تولدش مبارک انشاا... صد سال زنده باشه البته تولدش بیست و سومه پیشاپیش تولدت مبارک پسر ناز کرمون....

صدر نشین قهرمان

استقلالمونم که صدرو گرفته ول نمی کنه کوری چشم حسودا(لنگیا)فقط کاش خط حمله زودتر بیفته تو خط گلزنی واسه بهترین خط حمله ی فصل قبل و دومین خط حمله ی جهان بعد بارسا افت داره بهش بگن بدترین خط حمله.................

رفته و نرفته ووارفته

پیروز رفت ژنرال رفت میثم رفت اشکان رفت احمد رفت محمود رفت دیگه کی رفت؟؟؟؟؟الزایمر گرفتما.ولی امیر حسین اومد رضا اومد سید مهدی اومد کیانوش اومددیگه کی اومد؟و وارفته هم همونیه که هرطوری می خواد خودشو بندازه به تیم ولی عمرناش...............

دیگه چیزی نمونده جز اینکه تو این شبی عزیز ما رو فرموش نکنید

اس س اریایی..............سرور اسیایی

به اندازه ی دلتنگی پشت کنکوریها دوستتون دارم

اینم یه نوعشه دیگه  

  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:31  توسط دختر آبی  | 
سلام بچه ها خوبید؟نماز روزه هاتون قبول درگاه حق.....

شرمنده یه یه ماهی نبودم و بی خبر رفتم. اخه خیلی دلم هوای اقا امام رضا رو کرده بود که قربون کرمش چه زودم بنده هاشو می طلبه دلم می خواست یه گوشه دنج پیدا کنم بشینم همه ی حرفای دلمو باهاش بزنم اما اینقد خاطرخواه داره که تو اون صحن به اون بزرگی گوشه ی دنج سیری چندبود؟؟؟؟؟ولی تو اون شلوغی هم بااقا حرف زدن صفایی داشت هااا......بعدشم چند روزی رفتیم شمالو......حالا بگذریم بریم سراغ اس اسمون.....

استقلال اول بشی اخر بشی دوستت داریم

با این نتیجه های ا س اس که حالی واسه ادم نمی مونه باورتون می شه از ۴بازی فقط ۴امتیاز ولی با این حال ما بازم امیدواریم.تقریبا پارسال داره تکرار می شه تو بازار نقل و انتقالات ترکوندیم همه گفتن این استقلال استقلالیه که لیگ که هیچ جام باشگاهارو شاخشه اما امان از دست بی رحم روزگار .....بازیه اولو بااقتدار تو ازادی بردیم و استقلالی رو دیدیم که اسیا از شندیدن نامش به لرزه در میاد اما استقلال فقط همون روز استقلال بود بازیه دوم تو رشت به پگاه باختیم هیچی نگفتیم بازیه بعد با سپاهان  تو ازادی مساوی کردیم بازیه بعد با مس تو کرمان باختیم که کاش مساوی می شد و باخت نبود اخه نمی دونید یعنی جای من نبودید که بدونید وقتی تو یه جمع قرمز باشی و تیمت یه گل عقب باشه هر یه دقیقه واست نود دقیقه می گذره اما حال می ده وقتی همشون جلوت کم بیارن همه به اصالت و گذشتشون افتخار می کنن اما وقتی جلوی اینا از گذشته ی تیمشون صحبت می کنی می گن گذشته ها گذشته الانو بچسب ولی ما می دونیم که گذشته ها اگرم بگذره اما خاطرات و افتخاراتش می مونه پس خوش به حال خودمون که یه کوه افتخار داریم که بهش ببالیم و نگیم گذشته ها رو بی خیال..............انشاا... از این بازی به بعد دیگه همون استقلال بازیه اولو می بینیم مقتدر ودر حد نام بزرگ استقلال پس جمعه استقلالو تنها نذارید ...........همراهیش کنید تا قهرمانی اسیا......که کور شه چشم لنگیا

حقیقی بوفون

بچه ها بازیه پرسپولیس با ذوب اهن خیلی بهم چسبید باخت استقلال از یادم رفت اخه می دونید بازی که شرع شد نوه خالم از اون لنگیای حسابی لنگیه تا این حقیقی رو تو دروازه دید شروع به تعریف کردن کرد که:به به چه هیکلی........ چه استیلی........ چه قیافه ای..... چه مویی..... عجب دمی.....حقیقی هم گفت: زر نزن من خودم دوم دبستانم.......ای وای ببخشید این تیکه ی اخرو رفتم تو سال دوم دبستان چه درسی بود این روباه و کلاغ....... خلاصه اینقد ازش تعریف کرد که  من فکر کردم ترکیبی از بوفون با قهرمان زیبایی اندام جهان تو دروازه ی پرسپولیس وایساده....اما دیدن داشت با اولین گل ذوب اهن همه ی تعریفاش خوابیدو موقعه کری خونی ما بود بعد که پرسپولیس گل دومو زد دوباره شروع کرد به تعریف ولی وقتی گل دومم خوردن باز ساکت شد جالب این بود که اخرای بازی توپو که ذوب اهنیا تو زمین خودشون گرفتن و رفتن واسه ضد حمله این بد بخت تا مرز سکته پیش رفت که باختیم....حالا داشتید چقدر به این دروازه بانشون ایمان داشت....مثل اون پرسپولیسیه که بهش می گن:طرفدار کدوم تیمی؟؟می گه:پرسپولیسیه هزار اتیشه....میگن: اسم چهارتا از بازیکناتونو نام ببر...می گه:گفتم هزار اتییشه ولی نه تا این حد.................. البته دست خودشون نیست دیگه توهمات دست از سر شون بر نمی داره

از کنکور تا نت

دیگه ماهم رفتنی شدیم بریم واسه ازمون سخت زندگی جوونا اره همون کنکور که مثل کابوس می مونه واسمون تازه حال کنکوریا رو می فهمم قبلا که یکی بهم از کنکور می گفت با خودم می گفتم همچین می گن کنکور هر کی ندونه می گه این کنکور یه اژدهای دوسره که در دانشگاها بستنش اما خوب بی شباهت هم نیستن به هم........ولی به قول یه دوست خوب که می گفت کنکور یه جنگه و ماهم باید تو این جنگ برنده باشیم...که انشاا... به کرم اوستا کریم و تلاش خودمونو دعاهای شما ابی دلا ما هم بتونیمتو این جنگ پیروز بشیم و از این قیف رد شیم..........این که می گم رفتنی شدم نه اینکه برم حاجی حاجی مکه تا بعد کنکورااااا...نه.....ما هم دل داریم کنکوری شدیم سنگ که نشدیم نا سلامتی یه سال و خورده ایه که بهتون عادت کردیم ولی خوب مثل قبلا نمی تونم بیام نت ماهی یه بار دوماهی یه بار میام نظرای قشنگتونو می خونم شاید یه اپکی هم کردیم که خبرتون می کنیم انشاا... اپ بعدی با خبرای عالی درباره ی اس اس اما کی؟؟؟؟خدا می دونه... دیگه حرفی نیست..................

استقلال تو سرور تو سالار تو قهرمانی

به وسعت قلبای ابیتون دوستتون دارم

تا بعد

یاعلی

 

 

  نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 7:4  توسط دختر آبی  | 
سلام ابجی داداشهای ابی گل

خوبید که؟حتما خوبید با بازیه دیروزو دیدن تیممون بعد تقریبا ۵۰روز مگه می شه بد بود حالا از اینا که بگذریم بریم سر اصل مطلب.........

استقلال۲ـ ۰ابومسلم

بچه ها وارد زمین شدن یه ازادی بودو ۱۱پسر ابی و یه لشکر ابیتر از اونا پشتشون این پسرای ابی یکیش بود یکیش نبود داش سیا بود امیر حسین نبود بائو ابومسلم بود داش علی نبود داش محمود بود. وقتی مرفاویو دوباره رو نیمکت استقلال دیدم رفتم به دو سال قبل سالی که مطمئن بودیم قهرمان می شیم اما نشدیم یه نیمکت دیدم پراز عشق بازیکنا با شورو شوق وارد زمین شدن می دونم بازیه اول خیلی واسه این حرفا زوده ولی تیم بوی قهرمانی می داد بوی عشق می داد بوی تعصب می داد.سوت شروع بازی زده شد بچه ها حمله کردن اولین کرنر گرفته شد اکبری رفت کرنرو بزنه همه ی سرزنا جلو کشیده بودن چشای ماهم عادت کرده یه سره دنبال امیر حسین بود ولی به خودم گفتم دختر مگه یادت رفته؟؟؟؟همین الان تو تیم مس دیدیش با پیراهن نارنجی شماره ۲۰که به عشق پیروز تنش کرده ولی همون پیراهن ابیه شماره ۲ بیشتر از صدتا ۲۰بهش میومد امیرحسین رفت ولی برمی گرده ......حالا برمی گردیم به بازی تا دقیقه ی ۲۵استقلال فقط حمله می کردوابومسلم هم دفاع اما بعدش بازی یه خورده متعادل تر شد امید هم مصدوم شدو مجتبی با تشویق یه سره ی هوادارا وارد زمین شد نیمه ی اول هرچی حمله کردیم به در بسته خورد سوت پایان نیمه ی اول زده شد بچه ها به رختکن رفتن ۱۵دقیقه بعد بچه ها تو زمین بودن منتظر شنیدن شوت شروع نیمه دوم سوت زده شد اوایل نیمه ی دوم ابومسلم جلو کشید اما زیاد طول نکشید استقلال رو ی یه حمله به گل اول رسید توپی که واسه ی مجتبی فرستادنو اونم شوت کردو گل اول که نمی دونم این گلو مجتبی به پدرشو هوادارا هدیه داد یا پدرش به مجتبی و هوادارا به هر حال دل پسر شادو روح پدربه خاطر داشتن این پسر......... یه خورده بازی به روال طبیعی خودش برگشته بود که مهدی اون ضربه ی قشنگ و زدو شد گل دوم بازیه حذفی داشت تکرار می شد اول مجتبی بعد مهدی اگه ارشم بود فکر کنم گل سومو اون می زد.......بازی همین طور ادامه داشت و هوادارا یه پارچه تیمو تشویق می کردن واقعا دست مریزار به این هوادارا گل کاشتن و سوت پایان بازی زده شد و استقلال رفت صدر جدول.....

فرهنگ ابی ـ فرهنگ قرمز  

وقتی داشتم بازیه پرس پولیسو می دیدم به استقلالی بودن خودم افتخار می کردم و خدا رو شکر کردم که ذره ای تو دلم تعلقی به رنگ قرمز نذاشت این قسمت از تفاوت فرهنگها می گم که شماهام به ابی بودنتون ببالید.کسی که قبلا بازیکن پرس پولیس بوده بازیای زیادی هم برای این تیم انجام داده الانم شده سر مربیه تیم ملی و از پرس پولیس هم کم بازیکن دعوت نکرده..... به جای اینکه بازیکن سابقشون و بالا ببرن بهش فتخار کنن تو ورزشگاه با صدای بلند جلوی همه ی دوربینای تلویزیونی سرود"دایی باید برقصه"سر می دن که مجبور شدن صدای گزارشگرو کم کنن تا صدای سرود زیبای هوادارا شنیده نشه......بازیکنی که فصل قبل براشون بد بازی نکرد کم گل نزد رو به خاطر رفتنش به سایپا بی غیرت خطاب می کنن وقتی می خواد وارد زمین بشه با هوی هوادارا و شعاراشون طرف می شه ولی درست روز بعد برای استقلال هم همین اتفاق میفته بازیکن سابق استقلال در تیم حریف اما هوادارای استقلال موقع تعویض تشویقش کردن ویه جورایی تشکر به خاطر همه ی عشقی که اون سال بائوبرای تیم گذاشت اینه تفاوت فرهنگ ابی و فرهنگ قرمز حالا از این نظرم به ابی بودن دلاتون افتخار نمی کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سرور هر چی لنگیه                            امیر قلعه نوعیه

دستت طلا ژنرال اومدی و بوی قهرمانی رو دوباره به تیم برگردوندی روحیه ی قهرمانی که دوباره تو تیم دیدیم دوباره با اومدن تو که هر وقت اومدی برای هودارا یه چیزی داشتی ......این قسمتو نوشتم درباره ی پست قبلیم من نه امیریم نه ناصری نه......به نظر من استقلال شخص نیست استقلال تیمه من فقط از استقلال حمایت می کنم واز هر کی که بد بازی کنه یا عمل کنه هم انتقاد می کنم حالا از بزیکن بگیر تا سرمربی بازیکنا میان میرن فقط استقلال که می مونه و افتخارتش برای ما و بازیکنا و مربی و........

استقلال زلزله           همینه همینه

دلاتون مملو از عشق به استقلال و عاشقاش........

تا بعد

  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 7:38  توسط دختر آبی  | 

سلام بچه ها

امروزیه اپ متفاوت دارم درباره ی موضوعی که پای تخته نوشتم باید انشا بنویسید بله موضوعش اینه

هرکه تیم ملی خواهد                       جور سایپاراکشد

خوب حالا یه خورده راهنماییتون می کنم که یه انشای قشنگ بنویسید یه خورده ازتاریخ فوتبالمونو سرمربیشو.....می گم واستون پس خوب گوش کنید راستی قبلش برید کارتای اهدای عضوتونو اماده کنید...چی؟ندارید؟خب رضایت نامه ی اولیاهم قبوله.....خب اماده کردید حالا می گم واستون

فوتبالو یه خانوم امریکایی اختراع کردن اول فوتبال یازده نفره نبودنمیدونم چند نفره بود خدا رو چه دیدی شایدم یازده نفره بوده حالا بگذریم......این بازی اولا مخصوص خانوما بوده ولی الان می بینید که شش دانگشو زدن به نام اقایون ما حتی نمی تونیم بریم از نزدیک بازیو تماشا کنیم اخه می دونید اون بالابالایی ها ناراحت می شن خانوما الفاضی رو که توی ورزشگاه استفاده می شه رو بشنون این برمی گرده به فرهنگ وتمدن ما ایرانیا که اونم برمی گرده به دوران کورش کبیراقایون فقط روی این  مساله تاکیددارن که ورزشگاه مقدسه ازاین الفاظ توی ورزشگاه نبایداستفاده بشه اخه مکروحه حالا اگه استفاده شد خانوما نباید بشنون اگه بشنون حکمش حرامه و گناه کبیره محسوب می شه وگناهشو به پای همون بالایی ها می نویسن ورزشگاه کنف یکون میشه حالا خانوما اگه خواستن ازاین الفاظ بیرون ورزشگاه می تونن استفاده کنن مستحبه اگه برای همون بالاییها استفاده کنن که ثواب هم عایدشون می شه... حالا اینکه می گم فرهنگ وتمدن ورزشگاه نشینی برمی گرده به زمان کورش کبیر قضیه داره این فرهنگ و اقای علی دایی کبیر کشف کردن اخهایشون فکر می کنن کورش فوتبال ایرانن از اونجایی که مقام ایشون نه تنها در ایران بلکه در جهان دست نیافتنیه ایشون کتیبه هایی رو هم برا ی خوشون دارن اسم کتیبه هاشون هم سی ستون هستش یه کتیبه ی معروفشون هستش که نوشته: "پس از مرگم مرا در ورزشگاه ازادی به خاک بسپارید تا ذرات بدنم خاک ورزشگاه را تشکیل دهد"در یه جای دیگه هم نوشته:"ای ادمیزاد بدان که هر که باشی واز هر کجا که امده ای من علی دایی هستم کسی که برای پارسیان این فوتبال را پهناور ساخته ام پس به این مقامی که من دارم رشک مبر هر که اهنگ عزل مرا کنداهورامزدااززندگی ساقطش کند این کتیبه ها سردر تخت علی دایی ....!..ببخشید ورزشگاه علی دایی موجوده حالا از اینم بگذریم علی دایی الان رئیس باشگاه سایپا وسر مربیه تیم ملی هستش پارسال امیر قلعه نویی هم مثل ایشون دوشغله بود ولی شاید باورتون نشه اعتراض کردن که سر مربیه تیم ملی باید یه شغله باشه امیر هم شد فقط سر مربیه تیم ملی ولی به علی تاحالا چیزی نگفتن همینه که فکر کرده کوروش فوتبال ایرانه دیگه ولی به نظرمن علی امیر کبیر فوتبال ایرانه کفاشیان هم ناصرالدین شاهه مایلی کهن هم نقش مادر ناصرالدین شاهو داره که هرروز نقشه ای می کشه برای عزل علی کبیراخه می دونید می گن مادر ناصرالدین شاه علی کبیرومی خواسته ولی علی کبیر میره خواهرناصرالدین شاهو می گیره این نظر من بود ولی بابام می گه علی دایی مثل محمدعلی شاه می مونه یه جورایی راستم می گه علی شاه برای بی اعتنایی به لزیونرها اونا رو به تیم ملی دعوت نکرد اخرشم می دونم بااین روته مولر فداسیون فوتبالوبه توپ می بنده اینم نظر بابام بود ولی مامانم که عاشق فیلمهای اجتماعیه می گه  علی دایی مثل سویانگوم می مونه پروین هم نقش بانوچویی روداره که با تیم استیل اذین سئول می خواد باعلی یانگوم رقابت کنه مایلی کهنم هم نقش گیوم یونگو داره که افسر مین جان گو(کفاشیان)علی یانگومو انتخاب می کنه ولی خواهرم که اصلا به  فوتبال علاقه نداره می گه فوتبال مثل کارتون تام و جری می مونه جری توپه و بازیکنام تام اند که من اصلا باهاش موافق نیستم حالا اینا چه ربطی داره به موضوع انشا اونم می گم خلاصه اینکه هر کی می خواد بره تیم ملی بره تیم سایپا.....چی؟؟....فوتبال بلد نیستی مشکلی نیست ابدارچیه سایپا هم بشی فیکس خط حمله ی تیم ملی میشی می گی نه؟ امتحان کن........خب بچه ها گرفتید چی بنویسید؟؟؟.....بچه ها.........

خب مصدومان مورد نظر در کمای کامل به سر می برن ویه صد سالی طول می کشه تا مغزشون این مطالبو ریکاوری کنه که اون وقت هم موقع مرگ طبیعیشونه واماده برای هر گونه پیوند اعضا می باشند

یاران چه غریبانه                         رفتندازاین خانه

علی منصوریان.محمدنوازی.امیرحسین صادقی اسوه های تعصب استقلال رفتند چرا اقای فتح ا...زاده واقای قلعه نویی؟جواب این حرفا رو خودت بهتر می دونی اقای قلعه نویی.علی منصوررفت تا کنار گذاشته نشه نوازی برای چی رفت ؟؟نوازی رو هم بگیم خوشت نیومد سلیقه ایه دیگه....اما امیرحسین چرا رفت اونکه شیفته ی تو بود ....نه دیگه نبود چون حساباش دربارت غلط ازاب در اومد اره از اون موقعی که تو بعد بردمس مقابل استقلال اون لبخند رضایت و زدی و مشت شادیتو نثار استقلال کردی ما هم شک کردیم تو همون امیری؟همونی که واسه استقلال جون می داد؟؟امیرحسین هم شک کرد ما ازاین حرکت تو ناراحت شدیم ولی اون داغون شداخه الگوش بودی....یه عده از بی تعصبی می رن یه عده هم از تعصب زیاداین استقلاله که می مونه

سلامتیه کلاغ که یه رنگه          لعنت به هرچی دورنگه                                

این اقایی که دورنگه                  مثل سیب زمینی بی رگه

می خوام یه خورده بنویسم واسه اونی که یه زمانی گل سر سبد استقلال بود وپیراهن ابی واسش گشاد بوداونی که وقتی بود با گلاش و شادیهاش شادی نثارهوادارامی کرد اما بعد رفتنش با گلاش کوله بارغم نثار هوادارا کردهمونی که هوادارا با ناراحتیش بغض می کردنو با بغضش گریه می کردن تو این دوسال من درباره ی این اقا ننوشتم اما می خوام یه بار بنویسم واسه همیشه تویی که می گی از استقلال رفتی به خاطر مدیریتش اگه واقعا استقلالی بودی می رفتی یه تیم دیگه چرا تیم رقیب نه اقا پسر هوایی شده بودی شاید باغ سبزی بوده که درش فقط اونوری باز می شده حالا.....رفتی به سلامت فقط یه چیز همونطور که پیراهن استقلال مقدسه و واسه هر تنی مناسب نیست اسمشم قداست داره وتودهن هر کسی نمی چرخه یه بار مرد باش مردحرفش دوتا نمی شه حسابمونم فکر کنم صاف شده باشه یر به یر بی حساب شدیم. رفتی دیگه پشت سرتم نگاه نکن اسم استقلالم نیار که بیراهه رفتی.......

قلباتون مملو از عشق به استقلال و عاشقاش

تا بعد

یاحق

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 7:29  توسط دختر آبی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM